على محمدى خراسانى
63
شرح منطق مظفر (فارسى)
صحيح استدلال كردن را در هر عملى بما مىآموزند و در اين بخش از دو ناحيه قواعد منطق دست بشر را گرفته و از لغزش مىرهاند : يكى از ناحيهء هيئت و شكل قياس كه قياس و استدلال شما اقترانى باشد يا استثنايى ، اقترانى حملى يا شرط ، اقترانى حملى شكل اوّل يا شكل ثانى ، استثنايى اتصالى باشد يا انفصالى و شرائط هركدام چيست كه با آن شرائط منتج است و بدون آن منتج نيست و بايد شرائط انتاج رعايت شود و اگر كسى مراعات نكرد و به نتيجه صحيحى نرسيد بايد خود را ملامت كند نه قواعد منطق را فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ « 1 » ديگر از ناحيه مادّهء قضايايى است كه در استدلال به كار مىرود كه مواد برهانى يك نتيجه دارد و مواد ظنى و مشهورات و موهومات هركدام نتيجهاى دارد و هركدام در مورد خاصى به كار مىرود مثلا براى اسكات خصم از مقدمات جدليه استفاده كن ، براى رسيدن به حقيقت از مقدمات برهانيه استفاده كن . اينها كار منطقى است و گرنه منطقى نمىگويد عالم حادث است به اين دليل كه « العالم متغير و كل متغير حادث فالعالم حادث » اين كار فيلسوف است . ازاينرو ، منطقى به جاى الفاظ مذكور در موضوع و محمول از رمز استفاده مىكند و مىگويد : « الف ب است و ب جيم است پس الف جيم است » . در آينده مرحوم مظفر هم در بخش قضايا از اين رمزها استفاده مىكنند و كاملا به شيوهء منطقى پيش مىآيند ، پس قواعد منطق با معرّف و حجت سروكار دارند و مىتوان گفت كه موضوع علم منطق خصوص معرف و حجت است يعنى تصورات و تصديقات موصله نه مطلق تصورات و تصديقات ، ضمنا هركدام از مباحث معرف و حجت مقدماتى دارند كه پيش از ورود در آنها بيان مىشود . مثلا مبحث كلى و جزيى ، نسب اربع ، كليات خمس از مقدمات بحث معرف هستند و تا با آنها آشنا نباشيم با معرف آشنا نخواهيم شد و مباحث قضايا ، عكس مستوى - عكس نقيض ، تناقض از مقدمات مباحث حجت هستند كه دانستن آنها قبل از مباحث حجت ضرورى است . با اين ملاحظات ما مباحث كتابمان را در سه جزء اصلى قرار مىدهيم كه مجموعا مشتمل بر شش باب خواهد بود : ( جزء اوّل ) باب اوّل : مباحث الفاظ
--> ( 1 ) . سورهء ابراهيم / 21 .